الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

297

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

طوسى در مبسوط ، علّامه حلّى در تذكرة الفقهاء ، شهيد اوّل در قواعد الاحكام ، فاضل مقداد در نضد القواعد و قرافى از اهل سنّت در فروق . در اين مورد هيچ نصّى وجود ندارد ، ولى شايد علت آن اين باشد كسى كه امتناع مىورزد از اقدام واجبى كه نيابت‌پذير نيست ، استحقاق حبس پيدا مىكند چنان كه شهيد در قواعد به آن تصريح كرده است . آراى فقيهان شيعه شيخ طوسى ( قدس سره ) در مبسوط از صفحهء 220 - 232 فصلى دربارهء ازدواج مشركان ، گشوده است كه بخشى از مسائل و فروع آن چنين است : 1 . اگر اسلام آورد در حالى كه هشت زن داشت و آن‌ها هم با او مسلمان شدند ، لازم است چهار تن را برگزيند و از بقيه جدا شود . اگر انجام داد [ مسأله‌اى نيست ] و گرنه حاكم وى را بر اين كار مجبور مىسازد ؛ چون مسلمان نمىتواند بيش از چهار زن بگيرد و نه بيش از چهار زن نگه دارد ، و حاكم مىتواند او را به عنوان تعزير در ترك واجب حبس كند . اگر انجام داد [ مشكلى نيست ] و گرنه وى را از حبس بيرون مىآورد و او را با زدن ، تعزير مىكند باز اگر انجام داد [ سخنى نيست ] و گرنه او را به حبس بازمىگرداند و كتك مىزند تا انتخاب كند ؛ زيرا اين انتخاب ، حق است و به همين جهت بايد عملى شود . « 1 » 2 . همو : اين در صورتى است كه وى مسلمان شود و زن‌ها اهل كتاب باشند و كتابى باقى بمانند يا همراه او مسلمان شوند يا اينكه زن‌ها بت‌پرست و مجوسى باشند و اسلام بياورند . امّا اگر بر شرك باقى بمانند جايز نيست از آن‌ها ، زن انتخاب كند ؛ چون مسلمان نمىتواند بت‌پرست و مجوسى را به زنى بگيرد . البته مسأله اختلافى است . « 2 » 3 . علّامه حلّى : مسأله : وقتى كافر با بيش از چهار زن اسلام آورد و زنان با او يا پس از او ، پيش از عدّه ، اسلام آوردند يا همچنان اهل كتاب باقى ماندند ، به سبب اسلام آوردن ، زايد بر چهار زن از او جدا مىشوند و لازم است وى چهار زن را مشخص كند ؛ چون پيامبر اكرم به غيلان بن سلمه ثقفى فرمود : از ايشان چهار تن را برگزين و از باقى جدا شو . پيامبر وى را امر كرد كه انتخاب كند و امر ، دلالت بر وجوب مىكند و ديگر اينكه اگر چهار تن را انتخاب نكرد به ازدواج پس از اسلام بايد تن دهد كه در آن [ بيش از چهار تن ]

--> ( 1 ) . مبسوط ، ج 4 ، ص 231 ؛ نك : جامع للشرائع ، ص 433 . ( 2 ) . مبسوط ، ج 4 ، ص 220 .